تبليغاتX
باید نمرد و زیست
من عاشق فردای عاشقانه و پر ترانه ام از تو هم میخواهم با من باشی........
وبلاگ به زبان نروژی که قولش را داده بودم متاسفانه هنوز نتوانسته ام آماده کنم.

در اوقات فراغت کوشش میکنم همینجا برایتان داستان نوشته کنم......

تا بعد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 23:35  توسط هادی  | 

نهایتآ امروز میرویم دانمارک. نمیتوان اسمش را دانمارک رفتن گذاشت چون ما نمیتوانیم از کشتی خیلی دور باشیم باید در عرض چند ساعت از ساعت ۵-۱۲ از داخل دریا دوباره برگردیم. من پر از دلهره ام با خودم میگویم کاش من نبودم و کاش به یاد هیچی نیفتم و یا میتوانم حداقل افکارم را ببندم با خودم بگویم انگار کشتی به سمت برگن در حرکت است.


 

http://www.youtube.com/watch?v=kIVcGROcZ74

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 20:27  توسط هادی  |