زندگی چیست و چسان باید زیست، حرف ها دارم با تو ای مرغی که میخوانی نهان از چشم و زمان را با صدایت میگشایی......... چه ترا دردیست نهان ای مرغ! کز نهان خلوت خود میزنی آواز و نشاط زندگی را از کف من میربابی؟ در کجا هستی نهان ای مرغ! زیر تور سبزه تر یا درون شاخه شوق؟ می پری از روی چشم سبز یک مرداب یا که میشویی کنار چشمه بال و پر؟
هر کجا هستی نهان ای مرغ ، به من بگو روی جاده نقش پایی نیست از دشمن....آفتابی شو رعد دیگر پانمی کوبد به بام ابر